تبریک روز کتاب

  • ۳۸


روز جهانی کسی است که لطف و محبت را به ما تمام کرده اما در اوج محبتش تنها چیزی که نصیبش شده از ما ، همان دیزاین قفسه های سِت شده پذیرایی یا وسیله مقدماتی روشن کردن آتش مَنقَل هایمان است.
 


رسم رفاقت رو خیلی خوب بجا آوردیم و باید...

در میان غبار

  • ۶۹

در میان غبار

 

چشم را که باز کردم چیزی نبود غیر از تاریکی!فضایی قیرگون و پر از گرد و غبار که نمی گذاشت چشم چشم را ببیند.
حتی نفس کشیدن را هم برایم سخت کرده بود.کمی به دور خودم پیچیدم تا بتوانم در حالتی قرار بگیرم که بلند شوم.هنوز با چشمان یسته و این همه خاک نفسی تازه نکرده بودم که با صدای انفجار  هوش از سرم پرید!!تا به خودم آمدم که ببینم چه شده صدای گریه ای بلند شد.صدایی بسیار ضعیف!نمی دانستم آیا صدا گریه از همان محل انفجار است یا نه؟!نمی توانستم بنشینم و دست بر روی دست بگذارم.تنها وسیله راهنمایم گوش هایم بود.

محیطی عجیب و رغت انگیز همه اطرافم را احاطه کرده بود.نه چشم دیدن داشتم و نه توان فکر کردن.تنها راهی که به ذهنم رسید سپردن پاهایم به دلی بود که فکر می کردم هنوز زنده است.قدمی برنداشته بودم که...

در شبکه های اجتماعی

برچسب ها

تماس با ما

برای ارتباط با ما می توانید از راه های زیر استفاده نمایید:

  • ایمیل: hamidi78@chmail.ir